*به نام آنكه اشك را از براي وداع بر گونه‌هاي سرد يار آفريد.*

25.gif25.gif25.gif 

 

 

 

نشسته بود، كنار درختي، درختي بلند كه آخرش را نمي‌ديدم. نزديك‌تر رفتم. مي‌ترسيدم، اما رفتم. مي‌خواستم بدانم كه چرا ساعت‌ها را كنار اين درخت مي‌گذراند.

آن‌قدر رفتم كه اگر رويش را بر‌مي‌گرداند رو در رو مي‌توانستيم لحظاتي يكديگر را نظاره‌گر باشيم.....

صدايي مي‌آمد، گوش‌هايم را تيز كردم، نجوايي بود از درون. عجيب آرامش بخش بود و دلربا. همان‌جا نشستم و گوش سپردم به او.

ناخودآگاه با او تكرار مي‌كردم. حالي داشتم كه مي‌خواستم ساعت‌ها را كنار او باشم. خود را بقل كرده بودم و قطرات اشك گونه‌هايم را نوازش مي‌دادند.

به خود آمدم. او را نديدم. هراسان به اميد يافتنش دويدم. اما نبود. نه كنار درخت و نه در ميان باغ. صدايش مي‌كردم آن صاحب نجوا را.

آن‌گاه كه پيدايش نكردم، كنار درخت نشستم و به ياد آوردم آن لحظات را كه او بود و من، هر دو تنها، اما با هم...

اكنون مدتهاست كه او را مي‌شناسم.... حالا هميشه با هم هستيم... هر دو تنها اما با هم.... هر لحظه و هر ثانيه...

 

 

 

 

 

 

***العجل ، العجل ، يا مولاي يا صاحب‌الزمان***

/ 27 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

شميم زمزم و کوثر ! خدا کند که بيايی! عيدت مبارک...

بهار

ببخشيد ادرس بلاگم و اشتباه می زدم!!!

tarannom

salam hana jan manam shomaro nemishnasam be soorate ettaffighi az too nazarate bloge hadis ashna shodam be har hal agar hadiso mishnasi manam dooste sammimisham hads bezan

tarannom

too link e doostanet didam maryame moghaddaso dary khob agar maryamo mishnasi o midooni daghighan kie man dooste o ham madreseie ye maryamam

مریم

من از وبلاگ تو برنداشتم خانم....

احسان

خوب خیلی قنشگ خوب این ادی من استEHSAN_2007 BOY FHVD

علی رضا

خيلی عالی بود از متنت خيلی لذت بردمممنونآيا می دانيد استاد فتاح کيست؟و با او چه کرده اند؟

حامی

خيلی عالی بود از متنت خيلی لذت بردمممنونآيا می دانيد استاد فتاح کيست؟و با او چه کرده اند؟