اصلا چشمام برق زد!

صبح توی رادیو می گفت، بخشنده واقعی، چیزی رو که خودش نیاز نداره نمی بخشه، بلکه چیزی رو که بیشتر از تو بهش نیاز داره رو می بخشدِت.

دلگرم شدم. دِلُم گرم شد!

***

+راضی تَرَم بهم بگن بخشنده، تا که هنرمند حتی!

+یادت نره "اِنَّ مَعَ العُسر ِ یُسراً" رو، که خودت گفتی.

/ 8 نظر / 21 بازدید
راحیل

بخشنده ی هنرمندی[گل][چشمک] آخه هنرمندا باید بخشنده باشن...کاش باشیم ! پستای قبلتم خوندم...مثه همیشه خوب آپم راستی

نعیمه

[پلک][پلک][بغل][بغل][پلک][پلک][بغل][بغل]....

غیر منتظره

آخی![لبخند] سوژه رو دیدی چشات برق زد یا اینو از رادیان شنیدی؟ چقدر این پست کوتاهت و عکسش قشنگه. این دستکشه هم منو یاد x625 انداخت + لباسی که باهاش تو کارگاه عمومی جوشکاری می کردیم!

فرزانه

عزیزم آپم

غیر منتظره

نه خیالت راحت من پوزخند نزدم چون این اروینگ آقا رو که می گی نمی شناختم[نیشخند]

غیر منتظره

1. تو کارگاه عمومی (اسم یه واحد درسیه که توش جوشکاری و تولید پیچ و مهره و کارای محیرالعقولِ انجام میدادیم و خیلی خوش میگذشت). 2. ایکس 625 ربات چاق و لاغره دیگه! 3. [خنده] (جواب همه سوالارو رو دادم. توام ببر رو نمودار)

غیر منتظره

امروز منم یه چیزی دیدم چشام برق زد![بغل][ماچ] عکاس خودمی