دیوانه نیَم من که روَم خانه به خانه

یه گاز ِ محکم ازش می‌گیرم. سیب ِ زردِ بدون شاخه! دکمه پلی رو می‌زنم.

"تا کِی به تمنّای وصالِ تو یگانه..."

جیغ، فریاد، قهقهه، آواز، بیَّر بپَّر...

"جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه..."

سیب زردِ بدون شاخه یه گوشه پرت شده، کش از موهام باز، مائده از پا افتاده و داره قهقهه می‌زنه. فنر تخت دیگه داره در میره! من اما تو یه عالمِ دیگه‌ای... به یزد فکر می‌کنم. به بعد امتحانا و ژوژمانا البته. به عید و اووووه تا غذای لبنانی! به نقش رستم و کعبه زرتشت خواستنم و یخیِ هواش. به آهنگایی که من خوندمشون و توی موبایلم بود و پرید که پرید. به خشایار که دیگه خستهَ‌م کرده بس که سخت و محکم ه! به شوهر مائده که پَشنگ باشه یا فِشنگ. به عرق بیدمشششک. به لیموشیرینایی که شبیه پرتقال شدن! به ١٢٠٠ تومنی که همه موجودی امروزم بوده و حالا حتی ۵٠٠ تومنش مونده!

"مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه..."

جییییغ می‌زنم و همهِ صدام رو خالی می‌کنم و میگم خاخوووور جاااااااااااااان!

چه هیچّی نمی‌خوام از خدا، وقتی می‌شنوم، جانِ خاخوووور جااااااااااااان...

"اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه..."

/ 7 نظر / 18 بازدید
سوادقریه

غصه نخوز پرنده / خوب میشی فردا[نیشخند] نمی دونم والا / چی بگم آخه!!

ناتانا

بسیار نشاط رفته گویا؟؟؟؟؟ [نیشخند]

ناتانا

خیلی خیلی ممنونم از راهنماییت.خیلی!!!!!! به نتیجه های خوبی رسوندیم. ببین بچه کنکوری باید به چه چیزا فکر کنه!!!آخه یکی نیست به من بچه بشین درستو بخون!!!!

لیلیت

اون تیکه شوور مائده خیلی خوب بود!!! یک لحظه گفتم ینی زودتر از تو؟![تعجب][نیشخند] ولی از 7 تا 22 چه حالی میکنم با خاخووووووووووووووووورجانوم!

غیر منتظره

چرا مزاحم می شید؟ صاحب وبلاگ در آخر ترم به سر می برد

راحیل

خب منم خاخوووووووووور میخوام!!! [ناراحت] دیدی هر وقت پول کم داری تازه زیادم میاد!!!!!‌ [ابرو] عجیبه ها!!!