حال زمین هیچ خوب نیست

*

چون برادرت از تو ببُرد، خود را به پیوند با او وادار.

و چون روی برگرداند،‌ مهربانی پیش آر.

و چون بخل ورزد، بخشش دریغ مدار.

و هنگام دوری کردنش از نزدیک شدن و به وقت سختگیری‌اش از نرمی کردن،

و به هنگام گناهش از عذر خواستن.

چنان که گویی تو بندهِ اویی!

<نهج‌البلاغه>

**

من شنیده‌ام یک پیامبری یک روزی نشسته بود و مجسمه‌های گلی می‌ساخت. بعد خدا انگار که فرشته‌ای فرستاد و آن‌ مجسمه‌ها را شکست. پیامبر حیرت می‌کند و سوال که چطور؟ می‌شنود که، تلخ بود؟‌ چیزی را با دست خودت بسازی و بعد کسی بیاید و نابودش کند. تو قومت را نفرین کردی و من هم به قاعده، عذاب و نابودشان کردم. منتها دیدی سختی ِ آن‌که خلقت را نابود کنی؟ چه آن‌که بَدان باشند..

 

***

اگر کلمات معنا دارند، چرا آن‌ها را دور نمی‌ریزیم و به معنایشان زُل نمی‌زنیم؟

 

 

 

 

+باور نمی‌کنم که ما، این اندازه بی‌خیال باشیم نسبت به دانسته‌هایمان.

 

 

 

/ 0 نظر / 21 بازدید